تیتر یک
تیتر یک قرارست یک ها بیابد مثال شما

چه کسی بود صدا زد سقف ؟!
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠ توسط علی

با سوت پایان لیگ برتر فوتبال باشگاه های کشور ، فصل نوینی آغاز گشت به نام نقل و انتقالات که حساسیت و جذابیت آن چیزی کم از پی گرفتن مسابقات نداشت . این داستان تازه ای نیست و سابقه دارد به میزان همه سال های برگزاری لیگ ولی آنچه فصل نقل و انتقالات این فصل را دگرگون جلوه داد نه سیاست دوست نداشتنی کاشانی و نه بمب های در چنته ی علی فتح الله زاده بود ، رئیس هیئت مدیره ی زردهای زاینده رود نیز با همه ساختارشکنی ها مرد اول پیش فصل نبود . دوست داشته باشیم یا نه ، شاخص ترین ِ این دوره ی زمانی نبود جز جناب عزیز محمدی ، رئیس سازمان لیگ برتر !

" من در آوردی " ، " ضربه زننده " ، " فاقد پشتوانه ی کارشناسی " ، این همه تنها گوشه ای بودند از پیشوندهای اهالی فوتبال برای قانون معروف . قانونی که بنا به گفته ی سردار سابق قرارست میزان باشد دخل و خرج باشگاه ها را بلکه جناب سوزوکی زل نزند دگر با تکان سر در چهره ی همتای ایرانی بابت فقدان آن . انگار برخورده این نگاه مرد ژاپنی به مدیر عامل سابق فجرسپاسی که برای توجیه قانون ، داستان می گوید از آن روز بهاری در کنار سوزوکی که میز و صندلی بود و من و سوزوکی و البته تراز مالی باشگاه ها که زیر جملگی شان خط تیره به چشم می خورد نشان منفی . خوش نیامد علامت ریاضی به مذاق مشکل پسند مسئول کنفدراسیون تا هشدار دهد توامان با تکان سبابه برای تصحیح تاسف ، که تنها دو سال وقت دارید برای آنکه آسیایی بمانید چون امروز ! سردار سر در گریبان فرو برده انگار آن روز و سر برآورده ارشمیدس گونه که : یافتم ، یافتم ! زین پس خبری از سقف ارشادی نیست که ابلاغیست لازم الاجرا سقف بالای سر !

آن قدر جدی بود جناب رئیس که چند تایی از شاخص ها چون هادی عقیلی ، محمّد رضا خلعتبری و ایمان مبعلی گذشتند از خیر بازی در زمین خانگی که :

حبّ وطن گرچه حدیثی است درست                                       نتوان مُرد به زاری که من اینجا زادم

گذشته دوران کوچ ستارگان به آسمان اروپا که جملگی ناراضی ها چمدان برگرفتند به مقصد خلیج پارس و دلارهای تازی نشان ! خیلی ها هم چون مهرداد اولادی دیوانگی خواندند گذشتن از خیر نه رقمی ها و قناعت نمودن به سیصد و پنجاه شهره را ، " مهدی رحمتی " ای هم بود که " چاره ای نیست ! " بر زبان راند هنگام امضا و از بن حاشا را در دستور کار قرار داد که :

چه کسی گفته یک میلیارد ؟! من و شرط قرارداد خداحافظی دروازه بان های اول و دوم فصل پیش ؟! به خدا وا می گذارمتان !

جالب ترین واکنش را اما آنها داشتند که بی درنگ منحنی های پیچ در پیچ می کشیدند پای قراردادها و به محض تماشای دوربین و ضبط صوت ، خبر از توافق زیر سقف می دادند اما نه سقف قرارداد که سقف آهنی و سیمانی !!!

تا بدین مرحله یکه تاز جلوه می نمود نظامی سابق ولی سرمربی قهرمان و خبر توافق نهصد میلیون تومانی اش با همکار سابق ( سردار جعفری ) ، نقطه ی عطفی شکل داد در داستان تا قهرمان دومی بیاید به نام امیر از نوع قلعه نویی . همو که صادقانه بگویم دوستش ندارم به صدها دلیل که مهمترینش شاید نحوه ی برخورد او با ناصرخان حجازی باشد ولی دوست داشتم این جمله هایش را در واکنش به احضار سازمان لیگ :

" من پیش از این موضع خود را گفته‌ام و همچنان بر همان اساس عمل می‌کنم . چیزی که می‌خواهم بگویم این است که رسانه‌ها این تعهدنامه را چاپ کنند تا همه از محتوای آن باخبر شوند و خودشان درباره آن قضاوت کنند. این تعهدنامه ‌شأن و منزلت مربیان را پایین آورده است. اسلام گفته است به همه با دید مثبت نگاه کنید، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود و در همه جای دنیا نیز تا کسی خلافی نکرده است، کسی متعرضش نمی‌شود. این در حالی است که وقتی این تعهدنامه را خواندم، احساس کردم متهم هستم و خودم خبر ندارم ! "

از سر خیرخواهی باشد یا سیاست های اعمال شده از بالا ، سقف قراردادها حتما میوه ی کالی است که محصول نادیده گرفتن هاست . نادیده گرفتن تفاوت سطح بازیکنان و مربیان ، عدم امکان جذب بازیکنان قابل توجه خارجی و البته کوچ ستارگان که مشهودترین نتیجه ی همه اینها می شود خالی شدن ورزشگاه ها از همین تماشاگران کجدار و مریز ! سقف قراردادها حتما قانونی پخته نیست و همین باعث می شود که دیر یا زود شاهد نخستین تعظیم رسمی آن باشیم برابر امیری که می گوید :

" امسال نسبت به سال گذشته ، قانون سقف قراردادها کمتر رعایت شده است ! "

پی نگاشت :

" چه کسی بود صدا زد سقف ؟! " را با قامتی خمیده تقدیم می کنم به او که سمبل شده همین نزدیکی ها از گذشتن هنگام توانایی ، او که نسیم بود دوباره انسانیت را به نام آمنه !




برچسب ها : قانون سقف قراردادها ،عزیز محمدی ،قلعه نویی