تیتر یک
تیتر یک قرارست یک ها بیابد مثال شما

آخرین پرده از خیمه شیر بازی !
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩ توسط علی

اواخر دهه ی هفتادست که هشدار می رسد به رنگ قرمز از سوی " پیتر ولاپان " برای رئیس مدبر فدراسیون وقت که باید حرفه ای کنید باشگاه هاتان را ، فوتبالتان را اگر توقع ندارید تبعات آنچنانی را ! صفایی فراهانی هم دست به کار می شود با ابلاغیه ای برای باشگاه ها که تا 2 سال دگر همه باید حرفه ای باشند که حداقلش تملک یک زمین سازمانی است و زمینی اختصاصی برای تمرین و بازی ، هر کس هم نمی تواند خوش آمده که در بازست و مشتری به وفور ! اما کسی " نه " نگفت به رسم ایرانی در پاسخ این دستور و حرفه ای شدند اسمی همه تیم ها از فصل 80-81 ، حرفه ای شدنی که هنوز هم صادق است برایش حرف ناصرحجازی آن روزها :

فقط شماره ها به لاتین شده که اتفاقی اگر افتاده مرا نیز خبر کنید !

فوتبال حرفه ای ایران گام بر می دارد به سوی ده ساله شدن ولی حکایت همان حکایت " فوتبال فارسی " قدیم است که هنوز هم نام ها دل نمی کنند از مستطیل سبز که کریم باقری دارد کوچک و کوچک تر می شود به نیمکت سرخ ها و علی کریمی و مهدی مهدوی کیا با همه مصدومیت بازی می کنند به حساس ترین جدال هفته بلکه فرجی حاصل شود و استیل آذین پر مدعا از قعر جدول خارج ، حکایت فوتبال فارسی است که کلی ماچ و بوسه رد و بدل می شود ابتدا و احتمالا انتهای هر بازی ولی هنگامه دیدار ، نقطه چین های نشر ناشدنی رد و بدل می شود بین همه از تماشاگر گرفته تا بازیکن و مدیر ، حکایت فوتبال فارسی است که علی فتح الله زاده طعم پیروزی دربی را اندک اندک می کاهد از ذائقه ی خویش و هواداران با وارد شدن به جنگ زرگری علی دایی که اتفاقا خودش هم از مصادیق است که عصر کاپیتانش است شیث و صبح فردا اخراجی باشگاه ، حکایت فوتبال فارسی است که " اکبر محمدی " تنها به واسطه ی دعوت هفتگی از " مسعود معینی " به برنامه ی " توپ طلایی " از مربیگری محلی نوجوانان یکباره سرمربی می شود آریاهای نوجوان را !

اینها را نیک دیده " افشین قطبی " به عینک نوبرانه اش تا هوا که پس دید ، بیانیه بدهد به چاشنی اشک و آمیتا باچن که :

" ما که رفتنی شدیم به اختیار خویش ولی تیمتان را دریابید "

قطبی را می توان اکنون از محصولات پژوهشکده ی رویان به حساب آورد و جایزه هم گرفت نفیس و بزرگ به عنوان برترین نمونه ی فاسیزه شده با رشد آنچنانی در دروغ و تزویر که چه کسی باور می کرد افشین برابر دوربین بی بی سی با آن همه سرهای مگو به یکباره عشق وطن بزند به سرش و سر در بیاورد در گلیم بزرگان سیاست ؟! البته بنیه اش را داشته به یقین ، مصداقش اینکه افشین پر لکنت ماه های نخست پرسپولیس ، چند سال پیش از عزیمت به وطن وسیله می کند گراهام بل را برای گذاردن این پیام برای ژورنالیست خارج نشین :

" اسپاگتی درست کرده ام برای شام ، بیا تا بزنیم به رگ رفیق ! "

قطبی در میدان بازی ایرانی ، قطبی شده اکنون برای خویش که از سعیدلو تشکر می کند زیاد ، با همه اطلاعش از تاریخ اتمام قرارداد پس از جام ملت ها بیانیه می دهد به رسم خداحافظی پیش دستانه که بعدها سرش پایین نباشد برای سفر توریستی به قطر و بهانه داشته باشد به بساط او که مهارت دارد فوق العاده در پیمان و پیمان شکنی ! و این آخرین پرده است از خیمه شیر بازی :

امروز که کمتر از هفتاد روز به آغاز بازیهای جام ملتهای آسیا مانده، غرور ملی حکم می کند که همگی یکدل و یکصدا و از صمیم قلب بخواهیم و بکوشیم که تیم ملی فوتبال ایران درآسیا موفق شود. زیرا موفقیت این تیم متعلق به یک شخص نیست. این موفقیت متعلق به همه ایرانیان است. اگر با نگاهی کارشناسانه بازیهای تیم ملی فوتبال بررسی شود، متوجه خواهید شد که درطول یکسال اخیر در نحوه بازی این تیم تحول ایجاد شده است که برای ایجاد این تحول لازم بوده به روش های روز جهانی توجه شود. پایه هایی در روند بازی تیم ملی فوتبال بوجود آمده است که می تواند آغاز شکوفایی بیشتر تیم ملی باشد . امروز تیم ملی فوتبال ایران هویت خود را پیدا کرده است ...

امّا دارد امّا این جمله ها در ادامه :

 در فضایی که احساس کردم نامناسب است، علیرغم حمایت‌هایی که از سوی مسئولین مخصوصا سعیدلو از من شد ، به این نتیجه رسیدم که نیاز به بیانیه‌ای است چون به این موضوع احتیاج داشتیم. اگر من اعلام کردم که بعد از جام ملت‌های آسیا دیگر با تیم ملی نیستم به این دلیل بود تا فشار رسانه‌ای را کمتر کنم چون تیم ملی ما ضرر می‌کند. هدفم قهرمانی در جام ملت‌های آسیاست.

__________________________

پی نگاشت :

این پست را با والاترین احترام ها تقدیم می کنم به قدیمی ها و جدیدی های " دانشگاه علوم پزشکی ایران " - خصوصا " سبا " ی عزیز – که با پایین کشیدن نام مقدس ایران از سر در دانشگاه ، بسیار جفا رفته در حقشان این روزها !




برچسب ها : افشین قطبی ،بیانیه ،خیمه شیر بازی