تیتر یک
تیتر یک قرارست یک ها بیابد مثال شما

کیش کاشانی !
ارسال در تاريخ یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠ توسط علی

وصله های ناجور فوتبال وطنی همیشه جزئی بوده اند از بحث رایج در محافل مطبوعاتی ، چسبیدگانی که غالبا فعالیتشان در فوتبال محوری داشته به نام سیاست نیز رابطه ! این امر چنان بالا گرفته که اگر در همین لحظه ی اکنون با پرسشی مواجه شویم مبنی بر نام بردن پنج مدیر ورزشی در فوتبال ، حتما با دقایقی سکوت روبرو خواهیم بود و سپس شمارشی که یقین به عدد انگشتان یک دست نخواهد رسید تا کماکان داغ ِ داغ بماند گفتمان آیایی عکس با شورت ورزشی !

نخستین حضور " علی فتح الله زاده " در راس باشگاه استقلال را نسبت می دهند به نسبت فامیلی اش با رئیس هیئت مدیره ی قدیم استقلال – علی آقا محمّدی – که هویدا می کند از همین دم در نسبت های سیاسی – فامیلی را ! علی فتح الله زاده یقین از مدیران برتر فوتبال ایرانی است در سال یکهزار و سیصد و نود ولی صرف هزینه و وقت برای کارآموزی او بیش از ده سال طول کشید تا بگذرد به سلامت از علامت سوال هایی چون عکس با شورت ورزشی . هر چند که همیشه پاسخ داشته در آستین سرپرست استقلال که فوتبالیست بوده ام در خوی بی آنکه نام تیم را فاش نماید ، نامی که بسیار شبیه پرسپولیس بوده البته با پسوند خوی ! اما حکایت " حبیب کاشانی " او هم فاقد عکس مفصل ترست که در روزگار موفقیت نسبی " محمد حسن انصاری فرد " نام مردی نا آشنا از حلقه ی نزدیکان محمود احمدی نژاد بر سر زبان ها افتاد که عضو شورای شهر تهران با سابقه ی مدیریت دبیرستان کجا و مدیر عاملی پرسپولیس کجا ؟! اما برداشته شد خیلی زود این علامت سوال با داستان افشین قطبی و ممنوع الورودی اش به سرزمین مادری ، همان مشکلی که ماه ها پیش مانع از تنفس قطبی در فضای وطن شده بود همراه با کره ی جنوبی در مقدماتی جام ملت ها ، همان که شایعه بر سر زبان ها انداخته بود از نسبت فامیلی اش با رضا قطبی تا تلاش های کاشانی را برای جذب وی بی ثمر جلوه دهد بی خبر از آنکه همه اینها حل شدنی است تنها با دو ساعت حضور حاج حبیب در بالاترین خانه ی کشور . حضوری که توامان گشت با کارت پایان خدمتی به نام او که تیم ملی و شیمیزو اسپالس را بی شک مدیون فرمانده ی سابق بسیج غرب تهران است !

قهرمانی پرسپولیس با مدیریت سنتی او در سال نخست و اشتغال زایی برای لیدرها سبب گشت که نامش طنین انداز باشد به سکوهای خاص در تمام مدتی که به امضای علی آبادی ره ساختمان قرمز پی نمی گرفت . اوج داستان باز می گردد به حوادث سالن دوازده هزار نفری آزادی و تشویق یکصدای کاشانی در حضور عباس انصاری فرد که سبب گشت برادر بزرگتر محمّد حسن مدعی رد و بدل گشتن مقادیر قابل توجهی از وجه رایج کشور میان کارمند سابق آموزش و پرورش و لیدرهای سرخ شود تا سرخ شود حبیب کاشانی هم به تکذیب ! دیری نپایید امضای سعیدلو پای حکم سرپرستی حاج حبیب ، همانکه می گویند جناب سرپرست پاشنه ساییده بود اتاق رئیس سازمان را از برای دیدارش ! مدیریت فاجعه گون انصاری فرد بزرگ به انتها می رسد و باز حبیب کاشانی از راه می رسد با تسبیحی که در دست دارد برای نمایش شمارش تعداد روزهای بی رغبتی پوپولیستی اش در پرسپولیس ! " زلاتکو کرانچار " نمی گنجد در سیاست مالوف او و چه کس برتر از " علی دایی " مغضوب ضمنا پرانگیزه از برای سیبل و سنگر ؟! علی دایی می آید تا به رفیق قدیم ترها نه نگفته باشد . اتفاقا تیم در اتفاقی جالب و طی مسیری هموار ره قهرمانی حذفی می پیماید تا سنگین تر کند گنجینه ی افتخارات کاشانی را . دایی حوالی ایفل روزگار می گذراند پس از قهرمانی و نقل و انتقالات دست سرپرست را می بوسد و تلفن های هر روزه که نتیجه اش می شود جذب چند نفری از لیست دوم و سوم دایی تا بی شباهت ترین پرسپولیس را به نامش شاهد باشیم در این فصل تا در نهایت به زبان آید دایی که :

کو خلعتبری و اشجاری ، کو جلال حسینی ، کو رحمتی و عقیلی ؟! کو یارم کو ؟!

هر چند این انتقاد واردست به دایی که زمان این سخن ها ابتدای فصل بود و چاره اندیشی اش برای عدم تحویل تیم ولی این نمی کاهد از شکنج تلفن های هر دقیقه ی کاشانی به فرنگ که : این هم نشد علی جون ! اتفاقات میان دو نیمه ی بازی با صبا تابلویی است تمام نما از کیش کاشانی که با اشاره ای ازو حنجره های دریده به عشق دایی بدل گشتند به خروجی بیانیه های موهن علیه او که : آقای دایی بروید ، آقای دایی ... دایی می رود ولی باز هم اشتباهات همیشگی ، دامنگیرش می شود با بازگشت که کاشانی نتوانسته بود در آن بیست و چهار ساعت مربی بیاید برای تیم ، که هنوز دایی سنگر خوبی بود برای عدم برخورد ترکش اشتباه ها ، که دایی اشتباه تیم ملی را دوباره مرتکب گشت . کسی خبر از جلسه های کمیته ی فنی باشگاه ندارد ولی انگار آنقدر متشنج هست که کارمند باشگاه ، بادنجان بکارد پای چشم دایی و آب از آب تکان نخورد ، نه محکومیتی از جانب کاشانی و نه اخراج او که تازه ترفیع درجه می یابد شخص شخیص هتاک با تکیه بر جایگاه ویژه ! این اتفاق هم زبان دایی باز نمی کند به اعتراض تا داستان مجتبی شریفی و آن تماس کاشانی با کفاشیان :

خسته شده ایم از شریفی ، آقای سعیدلو هم ناراضی اند از ایشان . نیاز به تحول دارد کمیته ی انضباطی !

که توامان می شود با برکناری نیز افشاگری مجتبی شریفی از جلسه ی هیات رئیسه ی فدراسیون در شیراز و صحبت های رئیس ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد :

مجتبی شریفی با علی دایی رابطه دارد . او حکم های انضباطی را اول از همه برای دایی می خواند . اصلا می خواهید موبایلم را روی اسپیکر بگذارم تا صدایشان را بشنوید !

رئیس سابق کمیته ی انضباطی فوتبال که هرگز تاییدی بر عملکرد پر خطایش نداشته ام اما سوال جالبی دارد از حبیب معروف :

اگر با علی دایی رابطه داشته ام به فرض محال ، برای تیم شما مگر بد بوده ؟!

این سوال بی پاسخ مانده بود برایم تا همین چند روز پیش که کاشانی دوشادوش " مشایی " قدم می زد از این کوی بدان کوی، ملاقات های عصرگاهش با اسفندیار معروف و زمزمه های معرفی عضو شورای شهر به عنوان نخستین وزیر ورزش کشور . کاشانی خلاف آنچه می نمایاند فتح قله به قله را در پیش گرفته بوده از آغاز که دلیل صحبت های شیراز نمایش بی طرفی او بوده تنها ، که تیم محبوب پایتخت جای پای محکمی بود برای جاه طلبی های آتی اش . بینوا پرسپولیس ، فوتبال که هر روزش به آلودگی سیاست ، عید قربان است !

_________________________

پی نوشت :

١-اشتباهات پر تعداد دایی هم یقین در شکل گیری تراژدی قرمز سال بی تاثیر نبود ولی به گمانم تاثیر گذاری کیش کاشانی سر فصل عوامل بود .

٢-مگر می شود پست نگاشت و در هفتمین روز پر زدن تا عمق آسمان عقاب به کس جز او تقدیمش نمود ؟!

نگاشته ی امروزم با بغضی هنوز در سینه و کلاهی از سر برداشته تقدیم به آن گلبرگ مغروری می گردد که رویایی نمود ارنج بهشت را با دروازه بانی بیتا !




برچسب ها : حبیب کاشانی ،پرسپولیس ،وزارت ورزش و جوانان