مرا مادرم نام ، دادگر نهاد !!!

 " اصلا یکی از این جریانات فتنه از تلویزیون و برنامه 90 شکل گرفت و من به آقایان هم گفتم. بحث پاسخگویی و شفاف سازی از برنامه 90 کلید خورد و این موضوع برنامه ریزی شده توسط گروه ... است. اینکه فردوسی پور اعلام می کند حتما باید جواب بدید و اصرار می کند یعنی تربیت هواداران!  یعنی اینکه مطالباتشان را تا انتها پیگیری کنند! در حقیقت این برنامه می خواهد خط و ربط را به هواداران جریان فتنه بدهد "

شنیدن این جمله ها از زبان مدیری فوتبالی اصلا عجبی ندارد که عادل و نود عادلانه اش این سالها بسیار سیبل گشته و البته مصداق از آنکه در آزادترین ناحیه به گیتی روزگار می گذرانیم !!!

شروع کارش را به ترجمه مربوط می دانند ، ترجمه ی مقالات ورزشی برای " ابرار ورزشی " دهه ی هفتاد ، همان جا که همکار بود با " فراز کمالوند " در تحریریه تا آتو داشته باشد همکار قدیمی از او برای کوبیدش به زعم خویش که :

تا آنجا که از همکاری قدیمی مان به یاد دارم ، شما پرسپولیسی بودید !

سرمربی پوپولیست تراکتورها قصدش آن بود به روزگار دل آزردگی آذری ها از " نود " که حمایت آبی ها را نیز آن ِ خویش کند و لابد خاموشی عادل که تیرش به سنگ خورد مثال علی آبادی و مدیر روابط عمومی نه چندان مؤدّبش ، همو که به یاری رئیس دستور قطع پیامک ها دادند نود مردمی را و نتیجه اش دیدند البته با آمار سه میلیونی هفته ی آینده تا کینه شود همه اینها برای جناب آخوندی و از برلیان والا قیمت کشف شده خبر دهد حاصل تلاش های جناب دزد خانه ی اعیانی عادل در وطن امروز به سردبیری اش ! و لبخند پسر کویری را سبب شود توامان ِ تک جمله اش که :

از کی تا به حال خانه ی 70 متری ده سال ساخت ، شده خانه ی اعیانی ؟!

نود معیار شده آستانه ی تحمل ها را در جامعه ی فوتبال که چنان به ایران کنونی دست در گردن سیاست دارد که گهگاه انگ می خورد جناب تهیه کننده ایضاً مجری ، سیاسی بودن برنامه اش را مثال " سردار احمدی بیغش " که منحرف گشته از اصول و آیینش می خواند مرد رفسنجانی را و در خفا از نهایت تلاشش در راستای ممنوع التصویر شدن او خبر می دهد که همه فحوای کلامش ورزشی بود و حاصل خِرد ، که جز نمایش های عامه پسند زودگذر سودی ندارد لقمه ی در دهان گذاشته ی آقایان برای شهرهای خاص ، که ببینید حال و روز صبای قم و پاس همدان را ، پیکان قزوین را و مقایسه شان کنید با شاهین بوشهر و البته تراکتور سازی تبریز ، صنعت نفت آبادان با آن هواداران دوست داشتنی شان اما نمی خواهند بشنوند خیلی ها این حقیقت را و ترجیح می دهند که پایین کشیده شود کرکره ی نود یا حداقل دگردیسی رخ دهد در روحیات جناب مجری به یاری فشار بلکه او هم نسخه ای گردد از " بهرام شفیع " و گپ و گفت قهوه خانه ای جمعه صبح هایش ، لالایی جهانگیر کوثری و نمونه هایی مشابه که مجیز گویی را نیک اجرا می کنند برابر دوربین ها و میانه ای ندارند با انتقاد مشفقانه ، آن ها عادل را سطحی می خواهند چرا که سطحی نگری باز می گذارد دست بالادستی ها را در مدیریت ( بخوانید سو ء مدیریت ! ) !

دیدن نازل ترین بازی ها با گزارش عادل تماشایی از آب در می آید و ارزشمند صرف نود دقیقه ای از وقتت و همین سبب ساز است که همه حواشی به " نود " محدود نشود ، کدام یکمان فراموش می کند کنایه ها و جملات برآمده از درک والای فوتبالی او را به هنگام گزارش های هیجان زایش ؟! مگر قابل مقایسه است گزارش های عادل با همکارانی چون " جواد خیابانی " که می توان شُمرد خمیازه هایش را به هنگام فوتبال های نیمه شب و فرمول ساخت از ارتباط آنها با اعصاب خردی مخاطب ، قید فوتبال را زدن و خواب را چسبیدن ! ولی کماکان مردمان ته صف می ایستند و علایقشان تا جواد خیابانی قطری شود برای گزارش و عادل تحریمی ، مبادا که از گُل کمتر بگوید دست پرورده ی افشین قطبی را و بالا دستی هایی که تک صندلی باقیمانده در AFC  را قربان نمودند پیش پای تفکرات پیش دستی شان ! نگوید که قلب دفاع تیم بیداد می کند از ضعف و کندی ، نگوید که جواد نکونام و شجاعی کارکردشان چه بود به بازی نخست ؟! نگوید که خبری از برنامه نبود بازی عراق را و عِرق و عَرَق پیروزی آریاها را سبب گشت برابر عراق !

انگار مشکل از روز ازل بوده برای عادل ، از نامگذاری اش ...

_______________________

پی نگاشت :

١- انواع و اقسام اتفاقات گجسته مانع گشت دیدار روی پر مهر یک های دوران را به تیتر یک !

بابت نبودن هایم شرمنده و مهرهای بی دریغتان را سپاس !

٢- این پست را با دستی بر سینه تقدیم می نمایم به آنان که جان شیرین از کف دادند به جان ستان درجه یک حمل و نقل فرسوده ی ایران ! همان ها که آرزوهای سپیدشان یکباره گم شد میان برف سپید حوالی ارومیه ! روانشان شاد ...

/ 60 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فري

سلاااااااااااااااااااااااام داداشی[لبخند] 4شنبه ت شنگول و منگول... من هنوز یه ذره قراضه م ولی خیلی بهتر شدم... همیشه از زمستون و سرما بیزارم علی جان... گرمای داغ جزجزی دوس دارم که توش نه بچه ها نه هیچکس دیگه سرما نمی خوره... گمونم باید برم شاخ افریقا زندگی کنم[نیشخند] ممنون که به ابجیت سر زدی... این دفعه اومدی کمپوت نیار من شیرینی رو ترجیح می دم[زبان]

فري

سلااااااااااااااااااااااااام حاج خان داداش جون آخه من شکمو چه جوری طاقت بیارم و اون چهار مغزو نخورم تا خوب شم؟[نیشخند] 5شنبه و اخر هفته ی خوشمزه ای داشته باشی بدون هیچ نوع از سرماخوردگی[لبخند][گل]

فري

سلام داداشی جون جونم امروز زرنگتر شدی بدجنس زودتر از فری سر زدی[چشمک] ممنون که منت گذاشتی و ترمه رو خوندی داداشی...

فري

علی جان، امیدوارم مردم تونس یا مصر در سالهای اینده به جایی که ما الان رسیدیم نرسن[ناراحت] خدا کنه سرنوشت ما تجربه ای زنده و واضح باشه که هیچکس بهش دچار نشه[گل]

فري

سلااااااااااااااااااام داداش تنبل جون پس پست جدید چی شد داداشی؟ یادت رفت؟ منتظریما یکشنبه ی قشنگی رو بگذرونی عزیز[لبخند] راستی، منم کامل خوب شدم و تند تند شیرینی هامو خوردم... دستت درد نکنه، عالی بود[گل]

فري

سلااااااااااااااااااااااااااام داداش گله... دوشنبه ت خوش رنگ و لعاب می دونی علی جون، یه جورایی امتیاز نگرفتن پرسپولیس از راه آهن برامون عادی شده عزیز ولی امتیاز ژنرال قلعه نویی خیلی بهم چسبید[چشمک]

فري

سلااااااااااااااااااااااام تنبل خدااااااااااااااااااااااا[زبان] بابا این پست چی شد پس؟! سه شنبه ی خوش مزه ای رو برات ارزو می کنم[لبخند]

فري

سلااااااااااااااااااااااااام به گل داداشی عزیزم 5شنبه و اخر هفته ت شاد و شنگول اومدم غیبت دیروزمو موجه کنم[خجالت]هر چی علی جون به عید نزدیکتر می شیم خودت قطعا می دونی که کار و خرید بیشتر می شه... پس نبودن ابجی تو حمل بر بی توجهی نکن و بدون که همیشه دلم پیشتونه و تنگتون می شه[لبخند][گل]

فري

سلااااااااااااااااااااااااااام داداش پیراسته جونم شنبه و هفته ت گوگوری مگوری... دیدی استقلال زلزله رو داداشی؟[مغرور] ببینیم امروز جناب دایی چه می کنن... مواظب خودت باش

فري

راستی علی جان مشق من با پستی از خاله فرشیده به روزه ها... تا با لنگه دم پایی نیومده بیا[نیشخند]